ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

241

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) آن كس كه تو را نخست از خاك و سپس از نطفه آفريد كافر شدى » ؟ « 1 » عفان بن مسلم ، از حماد بن سلمه ، از ثابت ما را خبر داد كه مىگفته است * گفته مىشود هيچ كس از مرگ فراوان ياد نمىكند مگر اينكه نتيجهء آن در چگونگى كردارش ديده مىشود . عارم بن فضل از حماد بن زيد ما را خبر داد كه مىگفته است * شنيدم ثابت مىگفت اگر آنچه نسبت به حسن بصرى انجام داديد نسبت به من انجام ندهيد براى شما حديثهاى زيبا و شادى بخش نقل خواهم كرد ، گويد مردم مانع از خواب نيمروزى و استراحت حسن بصرى مىشدند . عمرو بن عاصم از سليمان بن مغيرة ما را خبر داد كه مىگفته است * ثابت بنانى را مىديدم كه جامه‌هاى يمنى و طيلسان و عمامه مىپوشيد . عفان بن مسلم از حماد بن سلمه از ثابت ما را خبر داد كه مىگفته است * اگر من براى كسى بر گور او نماز گزارده‌ام نسبت به من اين كار را انجام بده . عارم بن فضل از حماد بن زيد ، از حميد ما را خبر داد كه مىگفته است * ثابت بنانى مرا گفت كه جنازه‌ام را غسل بده ولى پوست مرا نكنى - كنايه از نرم و آهسته غسل دادن است - گويد ثابت در حديث مورد اعتماد و امين بوده است و به روزگار حكومت خالد بن عبد الله قسرى بر عراق در گذشته است . بشر بن حرب كنيه‌اش ابو عمرو و از شاخه ندب قبيله ازد بوده است . يحيى بن عباد و عارم بن فضل هر دو از حماد بن زيد ، از خود بشر بن حرب ما را خبر دادند كه مىگفته است * به ابن عمر گفتم آيا مىتوانم بر مهرى انگشترى خويش چيزى از قرآن بنويسم ، گفت هرگز كه اين كار براى تو شايسته نيست ، گويد ، بر نگين انگشتر خود فقط بشر بن حرب نوشتم . گفته‌اند ، بشر بن حرب از رافع بن خديج و ابو سعيد خدرى و سمره هم روايت كرده

--> ( 1 ) بخشى از آيهء 37 ، سورهء هجدهم - كهف .